هیچ کس از پیامدهای معمولی بودن رضایتی ندارد، اما افتادن در دام آن نیز آنچنان دشوار نیست.

آیا از معمولی بودن خسته شده اید؟ آیا به دنبال چیز بیشتری در زندگی و کار خود هستید؟ سوال اینجا است که برای حل این مساله می خواهید چه کاری انجام دهید. همه ما می توانیم احساسی که داریم را ابراز کنیم، اما این احساس، شما را از چیزی که هستید به سوپرمن تبدیل نمی کند!

معمولی بودن انتخابی است. شما همیشه در حال از دست دادن زمان هستید، مگر اینکه هوشیارانه نسبت به کارهایی که به طور روزمره انجام می دهید فکر کنید. اتلاف زمان با خود احساس ناکامی، بدبینی و عدم اعتقاد به منافع عمومی را به همراه می آورد. زمان آن رسیده است که جلوی نشتی های برنامه زمانی خود را بگیرید، لباس شنای خود را به تن کنید و به سمت اقیانوس تازه ای بروید که برخی از ما آن را با عنوان “فوق العادگی” می شناسیم.

موارد زیر شش روش برای جلوگیری از معمولی بودن هستند:

  1. متفاوت فکر کنید

استیو جابز این تکیه کلام را به معروفیت رساند، اما از این به بعد به شما تعلق دارد. دیگر از اظهار نظراتتان هراسی نداشته باشید. هر چه نظرات شما متفاوت تر باشد، باید بیشتر به خود افتخار کنید.

انسانهای معمولی همیشه به دنبال این هستند که همرنگ جماعت باشند. شما از این به بعد باید به دنبال این باشید که عکس این عمل کنید. بهانه، هدف های نصفه و نیمه و تسکین رنج و درد با قرص و دارو ممنوع! بدون توجه به وضعیت موجود، شما باید به وضوح و دقیقا نسبت به چیزی که می خواهید آگاهی داشته باشید. باید بدون اینکه قوز کنید بنشینید، سرتان را بالا بگیرید و به هر چیزی که دوست دارید فکر کنید. شما به خودتان ایمان خواهید آورد و به افراد معمولی انگیزه خواهید داد.

بیشتر بخوانید : ۱۲ رفتاری که برای کسب موفقیت باید ترک کنید

  1. مجنون شوید

هر از چند گاهی پا را فراتر از مرزهای معمول بگذارید. با رفتار جنون آمیز خود تغییر ایجاد کنید. به معنی واقعی این اصطلاح تکراری؛ مرزها را جابجا کنید. کلاهتان را کج بگذارید، با کارگر سوپری محله و نظافتچی اداره خوش و بش کنید، کاری را انجام بدهید که مردم انتظار ندارند. قابل پیش بینی بودن به معنی معمولی بودن است.

اما شما قابل پیش بینی نیستید، زیرا می خواهید استثنایی باشید؛ اصلا دلیل اینکه این مطلب توجه شما را به خود جلب کرد، خوش تیپی من نبود، همین بود! در دنیای موفقیت هیچ چیز عادی وجود ندارد. هر روز نسبت به روز قبل متفاوت است. هر روز باید یک قدم کوچک به سمت یک هدف غیرممکن و بزرگ بردارید.

از آنجایی که کارهایی که شما انجام می دهید نشان می دهد که مثل ۹۰ درصد مردم بزدل نیستید، طبیعتا همه تصور می کنند که مجنون هستید. شما بر ترس خود غلبه می کنید و به عشق خود پیشنهاد ازدواج می دهید. شما به کودکی که روی پله ها پشتک زد و افتاد آفرین می گویید زیرا دست کم تلاش کرده است. باید همینطور باشد.

  1. به خودتان افتخار کنید

در واقع، شما در میان این همه انسان ناقص کار تقریبا فوق العاده ای انجام داده اید. منظورم این است که ذهن تان آمادگی این را دارد که شما را به زمین بزند و با این وجود شما هنوز ایستاده اید. شما خودکشی نکرده اید،  تصادف نکرده اید، شما وجود دارید، زنده اید، نفس می کشید و اعتقاد دارید وجود شما روی زمین هدفمند است. شاید هنوز آن چیزی که هر صبح به شما انگیزه بیدار شدن از خواب را می دهد پیدا نکرده باشید، اما دارید تلاش می کنید.

بایستید و عطر گل های رز را استشمام کنید. بجای سرزنش خود برای اشتباهات و شکست ها، بخاطر کارهایی که انجام داده اید به خودتان افتخار کنید. همیشه و از همه چیز متنفر بودن کار انسانهای معمولی است. افتادن یک سنگریزه در مسیر آنها برای آشفته کردن شان کافی است. هیچ یک از آنها معنی زندگی را نمی دانند.

به راستی چه کسی می تواند ماجرای غافلگیرکننده و دیوانه وار بعدی را پیش بینی کند؟ هیچ پاسخ قاطعی برای سوالات شما وجود ندارد، بنابراین مانند یک انسان معمولی تلاش نکنید که همه چیز را پیش بینی کنید. می گویند زندگی رویا است، چرا به خودتان افتخار نکنید و همین الآن آن را تبدیل به رویا نکنید؟

  1. امیدوار باشید حتی وقتی که هیچ دلیلی برای آن پیدا نمی کنید

گاهی ممکن است همه اتفاقات کوچکی که می افتند، بی معنی به نظر برسند. انسان های معمولی به زنجیروار بودن لحظه های زندگی اعتقادی ندارند. آنها معتقدند که هر چیز یا خوب است و یا بد. واقعیت این است که همه چیز به هم مرتبط است و شما برای موفقیت به لحظات خوب، بد، و خنثی نیاز دارید. هر رویدادی در وجود شما به پیوند زدن اندیشه های قبلی در مغزتان کمک می کند تا از کنار هم قرار گرفتن قطعات این پازل به چیز مهمی برسید.

شاید هنوز آشکار نشده باشد که آن چیز مهم چیست، اما اگر معمولی نباشید خود را نشان خواهد داد. برای تقویت عادت های خوب تمرین کنید و به تلاش برای رسیدن به اهداف خود ادامه دهید. ممکن است به هنگام اندوه احساس کنید که زندگی بی هدف است، اما من به شما قول می دهم که اینطور نیست. برای هر چیزی دلیلی وجود دارد، اما شما آن دلیل را نمی دانید و قرار هم نبوده که بدانید. از غافلگیری ها خوشحال شوید؛ همان لحظاتی که می گویید “این دیگه چی بود؟!”

  1. به دیگران کمک کنید

آدم های معمولی به خراب کردن رویاها عادت دارند. کار شما این است که به مردم کمک کنید تا رویاهای خودشان را بسازند و بتوانند حال خوشی داشته باشند. تمرین کنید تا بتوانید به جای بدی، خوبی های مردم را ببینید تا موفقیت شما به چیز خاصی تبدیل شود.

من می توانم هزاران نقطه ضعف در شما ببینم، اما هنر این است که بتوانم پنج نقطه قوت فوق العاده را در شما پیدا کنم. ما به چیزهایی جذب می شویم که احساس خوبی به ما می دهند، بنابراین چرا تبدیل به موجودی نشویم که در این جهان یار و یاور مردم است؟ به این فکر کنید که اگر به مردم آنچه می خواهند را بدهید، چه چیزهای خارق العاده ای را می توانید به زندگی خود جذب کنید.

  1. خودتان باشید

انسانهای معمولی همانند بازیگرانی هستند که همیشه روی صورتشان نقاب وجود دارد. آنها بیشتر وقت خود را در حال تلاش برای این هستند که هر کسی جز خودشان باشند. آدم های معمولی معتقدند که مردم آنها را به خاطر خودشان دوست ندارند، بنابراین ماشین، خانه و انواع و اقسام سرمایه های مادی را برای خود دست و پا می کنند تا شخص دیگری بشوند. انسانهای معمولی فکر می کنند که دنیا از آنها می خواهد که خود را در قالب این شخصیت ساختگی زندانی کنند، در حالی که عکس این قضیه صادق است.

انسانهای خارق العاده خودشان هستند. همه چیز آنها آشکار است و معتقدند که با روش منحصر به فرد خودشان خاص هستند. البته اینطور نیست که مغرور باشند، بلکه برعکس. چیزی که هست این است که آنها به خاطر همان چیزی که هستند خوشحال هستند، زیرا احساس می کنند تاثیر مثبتی دارند. همین تاثیر مثبت چیزی است که به آنها انگیزه می دهد، نه نظر دیگران نسبت به آنها.

بدن زیبایی که به شما ارزانی شده را در راستای یک هدف جنون آمیز به کار بگیرید. از جایی که فقط برای خودتان اهمیت قائل هستید، به جایی در زندگی برسید که مهم خدمت به دیگران باشد. با همین تفکر، می توانید شنل سوپرمن را بپوشید و دست به کار شوید. من هم بی صبرانه منتظر لذت بردن از کامیابی هایی که به آنها نائل خواهید شد هستم.