طی دو و نیم سال گذشته کارشناسان بیزنس اینسایدر با ۶۵ کارآفرین میلیونر پیرامون رازهای ایجاد کار و کسبهای موفق مصاحبه کرده‌ اند. این گفت و گوها دربردارنده نکات و درسهای زیادی درخصوص موفقیت در عرصه کار و کسب هستند.

طی دو و نیم سال گذشته کارشناسان بیزنس اینسایدر با ۶۵ کارآفرین میلیونر پیرامون رازهای ایجاد کار و کسبهای موفق مصاحبه کرده‌ اند. این گفت و گوها دربردارنده نکات و درسهای زیادی درخصوص موفقیت در عرصه کار و کسب هستند. نکاتی که الگوی ذهنی ما درخصوص کارآفرینی را دستخوش تغییر خواهند کرد.

در ادامه هفت درس از ۶۵ میلیونر مورد مصاحبه را بررسی میکنیم:

۱٫ هرگز گمان نکنیم که ما بیشتر از کارکنانمان می‌دانیم

زمانی که درخصوص رهبران پرقدرت و بانفوذ می اندیشیم، احتمالا افرادی به ذهنمان خطور میکنند که همه چیزدان هستند. اما همه چیز را همگان دانند.بخت با ما یار بود تا با فردی نظیر ریچارد برنسون به گفت و گو بنشینیم، مردی که دیدگاهی متفاوت درخصوص رهبری و مدیریت کار و کسب دارد:

«من به حرف تمام کارکنانم گوش می‌دهم و به آن‌ها اعتماد دارم. و آنها را باور دارم. به آنها احترام میگذارم و اجازه می‌دهم تا آزادی عمل داشته باشند. به علاوه هرگز پیش خود فکر نکرده‌ام که بیشتر از آن‌ها می‌دانم.»

این دیدگاه یکی از عواملی است که موجب شده برنسون امروز به چنین جایگاهی دست یابد.

 ۲٫ نه از این‌ور بام و نه از آن‌ور بام

در حوزه کارآفرینی مدام میشنویم که یا باید گامهای بزرگ برداشت و یا سرجای خود نشست. اما این طور نیست. نباید پلهای پشت سر خود را خراب کنیم. مصاحبه با ست گودین، از بزرگان بازاریابی و نویسندگان مطرح به ما نشان داد که او نیز به چنین چیزی اذعان دارد. از دیدگاه او نباید لقمه بزرگ تر از دهان برداشت ، بلکه باید از مقیاس کوچک و از همین حالا کار خود را شروع کنیم.

 ۳٫ همیشه هم حق با مشتری نیست.

بسیاری از کارآفرینان به فلسفه کلیشه ای «همیشه حق با مشتری است»، باوری عمیق دارند. اما مصاحبه ما با تیم فریس، مولف یکی از پرفروش‌ترین کتابها از نگاه نیویورک تایمز، نشان میدهد که همیشه هم حق با مشتری نیست. هرچند مشتری همان کسی است که “شیشه‌ی عمر” کسب‌وکار را در دستان “پرتوان‌”ش دارد، اما نام مشتری برازنده هر مراجعه کننده‌ای نیست. پایبندی به شعار “همیشه حق با مشتری” است؛ ممکن است به ضرر کار و کسب ما منجر گردد. گر چه  مشتری رگ حیات کسب‌وکار را در دست دارد؛ اما همه چیز در درآمد و پول خلاصه نمیشود، و گاه میبایست به قطع همکاری و اخراج مشتریان سرسخت به نفع تقویت روابط با مشتریان خوب فکر کرد.

۴٫ برای موفقیت نیازی نیست باهوش باشیم 

کارآفرینان اغلب فکر می‌کنند که برای موفقیت در تجارت باید باهوش‌ترین باشند. این دیدگاه میتواند سقفی برای تحقق رویاهای کارافرینان باشد.

 گرچه لازم است تا اطمینان حاصل کنیم که شرکت ما جزو بهترین‌ها است. با این حال، ما از نیل پاتل، بنیان‌گذار کیس‌متریک، می‌آموزیم که برای موفقیت نیازی نیست باهوش‌ترین باشیم؛ کافی است باهوش‌ترین‌ها را به استخدام درآوریم.

 ۵٫ در حل مسائل خودخواه باشیم 

یکی از دغدغه‌های همیشگی کارآفرینان موفق حل مشکلاتو مسائل دیگران است. اما دانای رینگلمن، بنیان‌گذار وب‌سایت خیریه ایندی‌گوگو به ما یاد میدهد که برای موفقیت در کار و کسب باید روی حل مسائل خودمان تمرکز کنیم.

 خانم رینگلمن در دهه دوم زندگی خود به مساله‌ای برخورد که فهمید آن مشکل فقط بر روی خودش تاثیر نمی‌گذارد؛ بلکه، آن مشکل بر روی تمام مردم جهان تاثیر می‌گذارد. و اما مساله چه بود؟ «دسترسی ناكارامد به سرمایه».

او میگوید: «هر روز ایده‌های فراوانی به سرانجام نمیرسند، نه به دلیل نبود پشتکار و انگیزه قلبی، بلکه به دلیل عدم دسترسی به شخص دارای سرمایه».

 بنابراین در حل مسائل خودخواه باشید. اگر چالشی پیش رویتان است، به احتمال فراوان دیگرانی نیز وجود دارند که آن چالش را تجربه می‌کنند.

 ۶٫ در حیاط خانه‌ خود سرمایه گذاری کنیم 

برای کارآفرینی باید بتوان به سرعت فرصت‌ها را یافت و به سراغ آنها رفت، اینطور نیست؟ براساس مصاحبه ما با باربارا کورکوران، تمرکز بر بازارهای ناشناخته و جدید، راه میانبر شکست و ناکامی در تجارت است.

 او می‌گوید: «افرادی را دیده‌ام که بسیار باهوش‌تر از من بودند، اما اندازه تمام ثروت من پول از دست داده‌اند. می‌دانید چه چیزی از خاطر انها رفته بود؟ آن‌ها فراموش کردند که باید ابتدا در حیاط خانه خودشان (داشته‌ها و دانش خود) سرمایه گذاری کنند. آن‌ها شنیده بودند که مرغ همسایه غاز است و بازارهای دیگر سوددهی خیلی خوبی دارند و به آنجا رفتند، به همین دلیل تمام دارایی‌شان را باختند.»

 ۷٫ پول همه چیز نیست 

شاید برخی کار و کسب خود را به خاطر پول راه اندازی می‌کنند، اما خوشبختانه همیشه هم اینطور نیست.

 مارل فورلئو، بنیان‌گذار دو شبکه تلویریونی ، راز موفقیت در تجارت را اینگونه بیان میکند: «پول همه چیز نیست. در افراد موفقی که میشناسم، انگیزه‌های دیگری غیر از پول دیده‌‎ام. همین اشتیاق سوزان آن‌ها است که تفاوت‌ها را رقم می‌زند.»

 اما بر سر افرادی که فقط و فقط به دنبال پول می‌گردند، چه می‌آید؟ آن‌ها در نهایت زمین خورده و بازنده میدان خواهند بود.

 نکات فوق گوشه ای مشترک از صدها درسی است که در مصاحبه با افراد موفق آموختیم. اگر قصد دارید به جرگه افراد موفق  بپیوندید، نکات فوق را همواره به خاطر بسپارید.